کانون ارزیابی هوشمندسلامت روان و بالینی

8 نشانه مهم سندرم ایمپوستر در محیط کار که نباید نادیده بگیرید

در بسیاری از سازمان‌ها افرادی حضور دارند که با وجود شایستگی بالا، عملکرد حرفه‌ای قابل قبول و حتی موفقیت‌های چشمگیر، در درون خود احساس «کافی نبودن» می‌کنند. این تجربه روان‌شناختی با عنوان سندرم ایمپوستر در محیط کار شناخته می‌شود؛ حالتی که فرد موفقیت‌هایش را ناشی از شانس، روابط یا اشتباه دیگران می‌داند و نه توانایی واقعی خودش. سندرم ایمپوستر در محیط کار می‌تواند اعتمادبه‌نفس افراد را تضعیف کند، فرسودگی شغلی ایجاد کند و حتی مسیر پیشرفت حرفه‌ای را مختل سازد. در این مقاله به بررسی عمیق این پدیده، نشانه‌ها، دلایل شکل‌گیری و راهکارهای مقابله با آن می‌پردازیم.

سندرم ایمپوستر در محیط کار چیست؟

اصطلاح سندرم ایمپوستر نخستین‌بار در دهه ۱۹۷۰ توسط دو روان‌شناس آمریکایی، Pauline Clance و Suzanne Imes مطرح شد. آن‌ها دریافتند بسیاری از زنان موفق با وجود دستاوردهای علمی و حرفه‌ای، خود را «فریبکار» می‌دانند و باور دارند دیر یا زود دیگران متوجه ناتوانی آن‌ها خواهند شد.

امروزه مشخص شده که سندرم ایمپوستر در محیط کار محدود به جنسیت خاصی نیست و مردان و زنان در سطوح مختلف سازمانی آن را تجربه می‌کنند. فردی که دچار سندرم ایمپوستر در محیط کار است، معمولاً موفقیت‌هایش را کوچک جلوه می‌دهد و شکست‌های کوچک را بزرگ‌نمایی می‌کند.

8 نشانه مهم سندرم ایمپوستر در محیط کار که نباید نادیده بگیرید
8 نشانه مهم سندرم ایمپوستر در محیط کار که نباید نادیده بگیرید

چرا سندرم ایمپوستر در محیط کار شکل می‌گیرد؟

دلایل بروز سندرم ایمپوستر در محیط کار متنوع‌اند و معمولاً ترکیبی از عوامل فردی و سازمانی در شکل‌گیری آن نقش دارند.

نخست، ویژگی‌های شخصیتی مانند کمال‌گرایی شدید می‌تواند زمینه‌ساز این مشکل باشد. فرد کمال‌گرا استانداردهایی غیرواقعی برای خود تعیین می‌کند و هر عملکردی کمتر از «بی‌نقص» را نشانه بی‌کفایتی می‌داند.

دوم، فرهنگ سازمانی رقابتی و مقایسه‌محور می‌تواند سندرم ایمپوستر در محیط کار را تشدید کند. وقتی معیار ارزش‌گذاری کارکنان صرفاً بر اساس عملکرد عددی و رقابت باشد، افراد به‌جای تمرکز بر رشد، دائماً خود را با دیگران مقایسه می‌کنند.

سوم، تجربه‌های دوران کودکی و شیوه تربیتی نیز نقش مهمی دارند. افرادی که در کودکی به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفته‌اند یا موفقیتشان به‌طور مشروط پذیرفته شده، در بزرگسالی بیشتر در معرض سندرم ایمپوستر در محیط کار قرار دارند.

8 نشانه مهم سندرم ایمپوستر در محیط کار

  1. نسبت دادن موفقیت به شانس
    فرد باور دارد اگر پروژه‌ای موفق شده، صرفاً به دلیل شرایط مناسب یا کمک دیگران بوده است.

  2. ترس دائمی از افشا شدن
    احساس می‌کند دیر یا زود دیگران متوجه «بی‌لیاقتی» او خواهند شد.

  3. کمال‌گرایی افراطی
    کوچک‌ترین اشتباه را غیرقابل‌قبول می‌داند و خود را بابت آن سرزنش می‌کند.

  4. کم‌ارزش دانستن بازخورد مثبت
    تحسین دیگران را جدی نمی‌گیرد و آن را ناشی از تعارف یا عدم شناخت واقعی می‌داند.

  5. کار بیش‌ازحد برای اثبات خود
    برای جبران احساس ناکافی بودن، بیش از اندازه کار می‌کند و در معرض فرسودگی قرار می‌گیرد.

  6. اجتناب از فرصت‌های جدید
    از پذیرش مسئولیت‌های بزرگ‌تر یا ارتقا می‌ترسد چون تصور می‌کند از عهده آن برنمی‌آید.

  7. مقایسه دائمی با دیگران
    همواره عملکرد خود را پایین‌تر از همکاران می‌بیند، حتی اگر شواهد خلاف آن را نشان دهند.

  8. اضطراب پیش از ارزیابی عملکرد
    جلسات ارزیابی یا ارائه پروژه‌ها برایش منبع استرس شدید است.

وجود چند مورد از این نشانه‌ها می‌تواند حاکی از تجربه سندرم ایمپوستر در محیط کار باشد.

پیامدهای سندرم ایمپوستر در محیط کار

سندرم ایمپوستر در محیط کار تنها یک احساس گذرا نیست؛ اگر مزمن شود، می‌تواند پیامدهای جدی ایجاد کند. کاهش اعتمادبه‌نفس، اضطراب شغلی، بی‌انگیزگی و حتی ترک شغل از نتایج احتمالی آن است. همچنین سازمان‌ها نیز آسیب می‌بینند، زیرا کارکنانی که از سندرم ایمپوستر در محیط کار رنج می‌برند، معمولاً ایده‌های نوآورانه خود را مطرح نمی‌کنند و ریسک‌پذیری حرفه‌ای آن‌ها کاهش می‌یابد.

این وضعیت می‌تواند به کاهش مشارکت سازمانی و افت بهره‌وری منجر شود. کارمندی که دائماً در حال اثبات ارزش خود است، انرژی روانی زیادی صرف نگرانی می‌کند و تمرکز کمتری بر خلاقیت و رشد دارد.

چه افرادی بیشتر در معرض سندرم ایمپوستر در محیط کار هستند؟

افرادی که به‌تازگی ارتقا گرفته‌اند، وارد سازمان جدیدی شده‌اند یا در نقش مدیریتی قرار گرفته‌اند، بیشتر احتمال دارد سندرم ایمپوستر در محیط کار را تجربه کنند. همچنین کارکنانی که در محیط‌های بسیار رقابتی یا نوآور فعالیت می‌کنند، به دلیل نبود معیارهای ثابت برای سنجش موفقیت، بیشتر در معرض این احساس قرار می‌گیرند.

نکته مهم این است که تجربه سندرم ایمپوستر در محیط کار لزوماً نشانه ضعف نیست؛ گاهی این احساس در افراد با عملکرد بالا دیده می‌شود، زیرا آن‌ها استانداردهای بالاتری برای خود تعیین می‌کنند.

راهکارهای مقابله با سندرم ایمپوستر در محیط کار

نخستین گام، آگاهی است. صرف شناخت اینکه این تجربه یک الگوی روان‌شناختی شناخته‌شده است، می‌تواند از شدت آن بکاهد. وقتی فرد بداند سندرم ایمپوستر در محیط کار پدیده‌ای رایج است، کمتر خود را غیرعادی یا ناتوان می‌بیند.

دوم، ثبت دستاوردها بسیار کمک‌کننده است. نگه‌داشتن فهرستی از موفقیت‌ها، بازخوردهای مثبت و پروژه‌های موفق می‌تواند در زمان تردید به‌عنوان یادآور توانمندی‌ها عمل کند.

سوم، بازنگری در گفت‌وگوی درونی اهمیت دارد. به‌جای جملاتی مانند «من به‌اندازه کافی خوب نیستم»، می‌توان گفت «من در حال یادگیری و رشد هستم». تغییر این الگوهای ذهنی به‌تدریج اثر عمیقی بر کاهش سندرم ایمپوستر در محیط کار دارد.

چهارم، گفت‌وگو با مدیر یا مربی حرفه‌ای می‌تواند دیدگاه واقع‌بینانه‌تری ارائه دهد. بازخورد ساختاریافته و شفاف، ابهام را کاهش می‌دهد و از شکل‌گیری تصورات اغراق‌آمیز جلوگیری می‌کند.

پنجم، سازمان‌ها نیز باید نقش فعال داشته باشند. ایجاد فرهنگ قدردانی، شفافیت در معیارهای ارزیابی و حمایت از یادگیری مستمر می‌تواند میزان تجربه سندرم ایمپوستر در محیط کار را کاهش دهد.

جمع‌بندی

سندرم ایمپوستر در محیط کار پدیده‌ای شایع اما کمتر مطرح‌شده است که می‌تواند افراد توانمند را از درون فرسوده کند. این احساس که «من به‌اندازه کافی خوب نیستم» در تضاد با واقعیت بیرونی موفقیت‌های فرد قرار دارد. شناخت نشانه‌ها، درک ریشه‌ها و به‌کارگیری راهکارهای عملی می‌تواند به کاهش اثرات آن کمک کند.

اگر شما یا همکارانتان تجربه سندرم ایمپوستر در محیط کار را دارید، بدانید که این احساس نه نشانه ضعف، بلکه نشانه حساسیت و استانداردهای بالای شماست. با پذیرش دستاوردها و بازتعریف گفت‌وگوی درونی، می‌توان این چرخه فرساینده را شکست و با اعتماد بیشتری در مسیر حرفه‌ای گام برداشت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا