فرسودگی تحصیلی در دانشجویان: بررسی6 دلیل روانشناختی، پیامدها و راهکارهای درمانی
محیط دانشگاهی، فرصتی برای رشد و چالشهای فکری است، اما میتواند منبع فشارهای روانی نیز باشد. “فرسودگی تحصیلی” پدیدهای رو به رشد در میان دانشجویان است که فراتر از خستگی معمولی مطالعه است. این سندرم روانشناختی با سه مولفه اصلی تعریف میشود: خستگی عاطفی و جسمانی، بدبینی نسبت به تحصیل و کاهش احساس کارآمدی شخصی در محیط آکادمیک (Schaufeli et al., 2002). درک دلایل روانشناختی این پدیده، برای پیشگیری و درمان آن حیاتی است. این مقاله به بررسی شش عامل روانشناختی کلیدی میپردازد که در بروز و تشدید فرسودگی تحصیلی نقش دارند، پیامدهای آن را واکاوی کرده و راهکارهای درمانی مبتنی بر شواهد را پیشنهاد میدهد.
بررسی دلایل روانشناختی فرسودگی تحصیلی:
1.کمالگرایی افراطی (Maladaptive Perfectionism):
کمالگرایی افراطی، با استانداردهای غیرواقعبینانه، ترس از اشتباه، و نیاز به تأیید بیرونی، یکی از عوامل اصلی فرسودگی است (Flett & Hewitt, 2002). دانشجویان کمالگرای ناسازگار در چرخه معیوب تلاش بیوقفه برای اهداف دستنیافتنی، ترس از شکست و اضطراب مزمن گرفتار میشوند. این وضعیت منجر به فرسایش منابع روانی، خستگی عاطفی و شناختی، و در نهایت بدبینی تحصیلی میشود، زیرا هرگز احساس “کافی” بودن نمیکنند.

2.سبکهای مقابلهای ناکارآمد (Ineffective Coping Styles):
نحوهی مواجهه با استرسهای تحصیلی تعیینکننده آسیبپذیری در برابر فرسودگی است. سبکهای مقابلهای ناکارآمد نظیر اجتناب، سرکوب عاطفی یا نشخوار فکری، به جای حل مسئله، منجر به انباشت استرس و فرسایش روانی میشوند. دانشجویانی که به تعویق انداختن کارها روی میآورند، با کوهی از وظایف و احساس ناتوانی مواجه میگردند. این سبکها با مصرف انرژی روانی زیاد، به خستگی عاطفی دامن زده و احساس کارآمدی شخصی را کاهش میدهند (Lazarus & Folkman, 1984).

3.عزت نفس پایین و خودکارآمدی تحصیلی ضعیف (Low Self-Esteem and Poor Academic Self-Efficacy):
عزت نفس (ارزیابی کلی از خود) و خودکارآمدی تحصیلی (باور به توانایی موفقیت در وظایف آکادمیک) دو عامل قدرتمند هستند. دانشجویان با عزت نفس پایین به تواناییهای خود شک دارند که منجر به کاهش انگیزه و عملکرد ضعیفتر میشود. خودکارآمدی تحصیلی ضعیف باعث میشود که آنها در مواجهه با چالشها به سرعت ناامید شوند (Bandura, 1997). این احساس مداوم ناتوانی و شکست، زمینهساز خستگی عاطفی و بدبینی تحصیلی است.

4.نقص در خودتنظیمی هیجانی (Deficits in Emotional Self-Regulation):
خودتنظیمی هیجانی به توانایی مدیریت و تعدیل پاسخهای هیجانی اشاره دارد. دانشجویانی که در تنظیم هیجانات منفی مانند اضطراب و ناامیدی ضعف دارند، بیشتر مستعد فرسودگیاند. واکنشهای هیجانی شدید، مانع تفکر منطقی و حل مسئله میشود. این ناتوانی در مدیریت هیجانات، انرژی ذهنی زیادی را مصرف کرده، تمرکز را کاهش داده و منجر به خستگی عاطفی مزمن و بدبینی میشود (Gross, 2014).

5.ناهمخوانی شغلی-شخصیتی در انتخاب رشته (Person-Job Mismatch in Academic Choice):
این عامل به ناهمخوانی بین ویژگیهای شخصیتی، ارزشها و علایق فرد با ماهیت رشته تحصیلی انتخابیاش اشاره دارد. دانشجویانی که رشتهای را بدون علاقه و بر اساس فشارهای بیرونی انتخاب کردهاند، با بیتفاوتی، فقدان انگیزه درونی و در نهایت بدبینی نسبت به تحصیل مواجه میشوند. این ناهمخوانی منجر به تحلیل رفتن انرژی درونی، احساس بیگانگی از یادگیری و فرسودگی عاطفی و شناختی میگردد (Maslach & Leiter, 2016).

6.تنشهای مزمن بین فردی و حمایت اجتماعی ناکافی (Chronic Interpersonal Stressors and Insufficient Social Support):
تنشهای مزمن در روابط بین فردی (با همکلاسیها، اساتید یا خانواده) منبع بزرگی از استرس هستند. فقدان یا ناکافی بودن حمایت اجتماعی نیز دانشجویان را در برابر استرسهای تحصیلی آسیبپذیرتر میکند. حمایت اجتماعی به عنوان یک بافر در برابر استرس عمل میکند؛ نبود آن، احساس تنهایی و درماندگی را تقویت کرده و به خستگی عاطفی و بدبینی دامن میزند (Cohen & Wills, 1985).

پیامدها:
فرسودگی تحصیلی پیامدهای گستردهای در ابعاد فردی، تحصیلی و اجتماعی دارد. در سطح فردی، منجر به مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب و افزایش افکار خودکشی میشود. از نظر تحصیلی، کاهش عملکرد آکادمیک، افت نمرات، افزایش غیبت و در نهایت ترک تحصیل از پیامدهای مستقیم آن است. اجتماعاً نیز، منجر به کنارهگیری از فعالیتهای اجتماعی و کاهش رضایت از زندگی میشود.
راهکارهای درمانی:
راهکارهای درمانی باید چندوجهی و متناسب با نیازهای فردی دانشجو باشند:
رواندرمانی شناختی-رفتاری (CBT): به دانشجویان کمک میکند الگوهای فکری ناکارآمد را شناسایی و تغییر دهند و مهارتهای مقابلهای سالمی بیاموزند.
آموزش مهارتهای مدیریت استرس و زمان: شامل تکنیکهای آرامشبخش، برنامهریزی موثر و اولویتبندی وظایف.
تقویت مهارتهای خودتنظیمی هیجانی: آموزش تکنیکهای مدیریت هیجان مانند ذهنآگاهی و بازنگری شناختی.
مداخلات مبتنی بر افزایش خودکارآمدی و عزت نفس: از طریق تقویت نقاط قوت و تجربه موفقیتهای کوچک.
مشاوره تحصیلی و شغلی: برای کمک به دانشجویان با ناهمخوانی شغلی-شخصیتی در بازنگری مسیر تحصیلی.
تقویت شبکههای حمایت اجتماعی: تشویق به مشارکت در فعالیتهای گروهی و استفاده از خدمات مشاوره دانشگاه.
نتیجهگیری:
فرسودگی تحصیلی در دانشجویان پدیدهای پیچیده با ریشههای عمیق روانشناختی است. کمالگرایی افراطی، سبکهای مقابلهای ناکارآمد، عزت نفس پایین، نقص در خودتنظیمی هیجانی، ناهمخوانی شغلی-شخصیتی و تنشهای بین فردی از مهمترین دلایل آن هستند. این پدیده پیامدهای مخربی بر سلامت روان، عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی دارد. با این حال، شناسایی به موقع این عوامل و اتخاذ راهکارهای درمانی و پیشگیرانه مبتنی بر شواهد، میتواند مؤثر باشد. دانشگاهها و مراکز مشاوره باید با ارائه خدمات جامع و ایجاد فضایی حمایتگرایانه، در جهت ارتقاء سلامت روان دانشجویان و کاهش بار فرسودگی تحصیلی گام بردارند. سرمایهگذاری بر سلامت روان دانشجویان، سرمایهگذاری بر آینده جامعه است.



